خرید بک لینک

الآن دقیقأ آرزو میکنم بمیرم مگه بدبخت تر از منم هست؟ از زمین و آسمون برام میباره هر روز بدتر از دیروز....

برچسب: نویسنده: پویان اسماعیلی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 15:16

امشب از اون شب مزخرفاس

حال خودمو نمیفهمم

موندم توی این زندگی جهنمی من چیکار باید بکنم!؟

یه دختر نوزده ساله ی دانشجو با اینهمه مشکل ، مگه چقد توان جنگیدن داره؟؟ اصلأ تا کی باید بجنگه؟

خسته ام

اونقد که نمیخوام صبح بیدار بشم

اونقد که سیر شدم از زندگی

یکی کمک کنه

لطفأااا

برچسب: نویسنده: پویان اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 5:20

بی خوابی زده به سرم هم صحبتی ندارم و این بیشتر اذیتم میکنه احساس میکنم جای خالی خیلی چیزا توی زندگیم هس جاهای خالی ای که من توان پر کردنشو ندارم کاش خدا یه کاری کنه نیاز دارم به یه اتفاق خوبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 5:20

می گویند کم حرف شده ام کم طاقت کم پیدا من حرف هایم همه در گلویم دق کرد تاب و توانی دیگر نماند کمرم زیر بار دلتنگی و تقدیر شکست من گم شده ی کوچه پس کوچه ی رویای خود ام روز و شب در گذر خاطره ها من به دنبال کسی میگردم که تمام دلخوشی هایم را برد. آری کم حرف شدم حرف اگر من بزنم حرف ِمرا می فهمید؟ به خدا بین من و دنیای شما فاصله هاست کم حرف شدن عادت کم حوصله هاست من اگر ساکت و دور و گم و گورم دلم اما پره بغض و گله هاست گله از زندگی غم بارم گله از یارم گله از تقدیر ِ دل آزار م هست من همان کم حرف بمانم خوب است ...... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 15 آذر 1396 ساعت: 0:37

امشب از اون شب مزخرفاس

حال خودمو نمیفهمم

موندم توی این زندگی جهنمی من چیکار باید بکنم!؟

یه دختر نوزده ساله ی دانشجو با اینهمه مشکل ، مگه چقد توان جنگیدن داره؟؟ اصلأ تا کی باید بجنگه؟

خسته ام

اونقد که نمیخوام صبح بیدار بشم

اونقد که سیر شدم از زندگی

یکی کمک کنه

لطفأااا

برچسب: نویسنده: پویان اسماعیلی تاريخ: سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت: 9:08

خوب نمیگذرن این روزا 

برچسب: نویسنده: پویان اسماعیلی تاريخ: سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت: 9:08

من دلم برای زبون ریختنای توعه لعنتی تنگ شده

دلم برای دروغات

برای هرچی که بودی و نبودی تنگ شده

من نمیخوام جای خالیتو پر کنم

میفهمی لعنتی ترین آدم دنیا؟؟؟

معلومه که نمیفهمی

دلم نمیخوااااد کسی بجز تو بهم توجه کنه

نمیخوام لعنتی

برچسب: لعنتی, نویسنده: پویان اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 5 مهر 1396 ساعت: 15:39

چن روزی هس دوباره باهمیم اما نه اون مدلی که باااید ب قول اون مثه دوتا دوست عادی! دیشب یه مدلی باهاش حرف زدم که خودش گف فکر میکنم کلٲ از فکر من دراومدی! گفتم درست فکر میکنی!! راستش خودمم احساساتم برام ناشناخته اس از لحظه ای که فهمیدم توی اون شش ماه به فکرم نبوده ، مخاطب تکست هاش من نبودم(مخاطب کلٲ نداشته)، دوست داشتنش اونقد کم بوده که راحت با فراموشی خودشو خلاص کرده بوده حس کردم دیگه دوسش ندارم حتیادامه مطلب

برچسب: اوضاع,بهتره, نویسنده: پویان اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 5 مهر 1396 ساعت: 15:39

بازم بیخوابی زده به سرمتازه امروز مثلا روز پرمشغله ای داشتم و باید از فرط خستگی بیهوش بشم!!دیشب با خودم از اطرافیان بیخودم میگفتم!از این که حتی دیگه کسیو برای معاشرت نمیشه پیدا کرد!از دوستام که به طور کامل قطع امید کردم و مطمٸنم هرگز قرار نیس ازشون دعوت کنم بیان خونه یا پیشنهاد بیرون رفتن باهاشون رو بدماز فامیل هم که بعد از اون ماجرای کذایی که پیش اومد دیگه همون تعداد اندکی که برام معتبر بودن از چادامه مطلب

برچسب: بدون, نویسنده: پویان اسماعیلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 8:59

ساعت از سه شب گذشته و من همچنان بیدارخواننده داره آهنگشو میخونه و من نم اشکم میادراستش حتی نمیدونم برای چی دارم گریه میکنم؟!برای کدوم یکی از آرزوهام که با دستای خودم چال کردم و فاتحشونو خوندم؟؟؟؟از دست کی میشه گله کرد؟پیش کی میشه گله هاتو برد؟از عشق و عاشقی که کاملا نفرت پیدا کردمبه چی باید دلخوش باشم؟؟مگه نمیگن آدم بدون امید برای زندگیش یه لحظه ام دووم نمیاره؟پس چرا منه سگ جون اینهمه وقت بدون هیچادامه مطلب

برچسب: قهرم,گرفته, نویسنده: پویان اسماعیلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 8:59

اینجا من می نویسمخـــودم رالحظه هـــایم راعصبـــانیتم رادلتنگی هـــایم راغرغر هـــایم راگله هـــایی که هیچگاهبه زبـــان آورده نمیشـــوندو مدام نوشتـــه میشونـــدچیزهـــاییکه روزی آزارم میـــدادهخـــودم راتـــورااوراهمـــه راتوی آشفته تریـــن لحظاتهـــم مرا ببینی ظاهـــرم آرام استاما اینجـــا کلمه هام فریـــاد استاینجـــا مال مـــن استمال خـــودمهر جـــور دلم بخواهـــدتوش مینویســـمتا آرامم کنـــدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان اسماعیلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 8:59

من یه اخلاقی داشتم یا شایدم هنوزم دارمکه دیگران اسمشو گذاشتن (بچه بازی در آوردن) !!این صفت وقتایی به من داده میشد یا شاید در آینده هم داده بشه که رگ لجبازیم گل میکرد!من تا این سن که رسیدم هیچکس رو ندیدم که حداقل از خودم بزرگتر باشه و بشه این صفت رو بهش بدن!اما چن روز پیش یکی که هم سنش ازم بیشتر بود و هم فکر میکردم شخصیتش خیلی آدم حسابیه، یه رفتاری نشون داد که با وجود اینکه منطقم میگف رسما بهم توهیادامه مطلب

برچسب: جالب, نویسنده: پویان اسماعیلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 8:59

زن های احساسی همیشه چوب احساسات بیش از حدشون رو میخورنزن های وفادار همیشه چوب وفاداری و بیخیال عالم و آدم شدن بخاطر یه نفر رو میخورنزن های رو راست و صادق همیشه چوب این صداقت زیادیشون رو میخورنو چقد تلخ که یک زن بخاطر داشتن صفاتی که ما آدما از اولین شرایط انسانیت میدونیم چوب بخورن!اونقد که از احساساتشون ، از وفاداریشون و از صداقتشون حالشون بهم بخورهاونقد که بیس چاری با خودشون بگن کاش خلاف این رفتارادامه مطلب

برچسب: انتظار, نویسنده: پویان اسماعیلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 8:59

اصلا خودمو درک نمیکنم!!درست همین الآن که چند ماه گذشته و به خودم تسلی دادم که تموم شدن اون عشق به نفعم بوده باید دلتنگ بشم؟!!چرا آخه؟؟چرا منه خر دلتنگ کسی میشم که اصلا منو یادش نیستکسی که اونقد با این و اون خاطره داره که من و خاطراتم توش گمیمدلم میخواست شماره اشو بگیرم و مثه قبلنا یکی دو ساعت فقط حرف بزنم از همه چیز بگم و آخرشم طبق عادت بگم حرفای خوب بزنه برام ، و بعد چشامو ببندم و بشنوم حرف خوبایادامه مطلب

برچسب: استعمال,خاطرات, نویسنده: پویان اسماعیلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 8:59

اینجا من می نویسمخـــودم رالحظه هـــایم راعصبـــانیتم رادلتنگی هـــایم راغرغر هـــایم راگله هـــایی که هیچگاهبه زبـــان آورده نمیشـــوندو مدام نوشتـــه میشونـــدچیزهـــاییکه روزی آزارم میـــدادهخـــودم راتـــورااوراهمـــه راتوی آشفته تریـــن لحظاتهـــم مرا ببینی ظاهـــرم آرام استاما اینجـــا کلمه هام فریـــاد استاینجـــا مال مـــن استمال خـــودمهر جـــور دلم بخواهـــدتوش مینویســـمتا آرامم کنـــدادامه مطلب

برچسب: دیشب, نویسنده: پویان اسماعیلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 8:59

صفحه بندی